همانند کسی که در پی شب یلدایی،خسته از ظلمت و تیرگی،چشم به افق دوخته و دمیدن خورشید را آرزو می کند .همانند کسی که در بیابانی بی انتها سرگردان مانده،تنها وحشتزده رهنمایی را می طلبد.
همانند کسی که پس از تشنگی های بسیار ،با پنجه هایی دردمند،زمین را کنده و در آرزوی جوشش آبی گوارا«له له»میزند.
همانند کسی که در قحط سال بی باران،در کنار مزرعخ ی عطش زده اش،به امید پدیدار گشتن ابر رحمت دیده،به کرانه های آسمان پشم دوخته است.
همانند کسی که در حین بالا رفتن از کوهی،پایش لغزیده و دست به سنگی گرفته و کمک دهنده ای را فریاد میزند.
همانند کسی که در کنار بستر بیماری عزیز،ترسان از جان دادن او،ورود طبیبی درد آسنا را لحظه شماری میکند.
باید انتظار کشید،باید دیده به راه امام زمان(عج)بود،باید هر صبح و شام چشم انتظار فرج ماند.منتظر ظهور امام زمان(عج)بودن،حرکت به سوی ظهور داشتن و عمل به آرمانهای موعود نمودن است.و چنین انتظاری خود فرجو گشایش به حساب می آید.
جامعه ی منتظِر جامعه ای پویا است.جامعه ای متحرک و فعال است که حاکمیت طاغوت را نفی میکند و بی عدالتی را بر نمی تابد.
انسان منتظر،انسانی کوشاست،انسانی جهادگرو مبارزاست که در مسیر اقامه ی توحید و استقرار و لایت از نثار هر چه دارد دریغ نمی ورزد.

